به گزارش سراج24؛ این فیلم روایتهایی از درون ساختار نظامی رژیم صهیونیستی درباره شیوههای نظارت و هدفگیری در غزه، استفاده از سامانههای فناورانه مبتنی بر هوش مصنوعی و هدف قرار دادن غیرنظامیان ارائه میکند.
بر اساس شهادتهای مطرح شده در این اثر، نیروهای رژیم صهیونیستی در مواردی از حضور خانوادههای فلسطینی در خانههایی که هدف حمله قرار میگرفتند، اطلاع قبلی داشتند.
اما تشویق طولانی فیلم در جشنواره ونیز، در میان فعالان فلسطینی پرسشی متفاوت را مطرح کرده است؛ اینکه چرا جهان بار دیگر برای باور کردن آنچه فلسطینیان از آغاز جنگ با صدا، تصویر و جان خود مستند کردهاند، به شهادت اسرائیلیها نیاز دارد؟
خالد صافی، فعال فلسطینی تاکید کرد پرسش اصلی این نیست که چرا تماشاگران ۲۵ دقیقه برای فیلم دست زدند، بلکه این است که چرا جهان به شهادت ۲۴ اسرائیلی نیاز داشت تا چیزی را باور کند که فلسطینیان سالها در حالی که مقابل دوربین کشته میشدند، درباره آن سخن میگفتند.
وی خاطر نشان کرد خبرنگاران فلسطینی در قلب جنایت حضور داشتند و تصاویر کودکان بیرون کشیده شده از زیر آوار، مادرانی که با فرزندانشان وداع میکردند، بیمارستانهای بمباران شده و چادرهایی را که در آتش میسوختند، ثبت کردند؛ در حالی که برخی از همین خبرنگاران بعدها خود هدف حمله قرار گرفتند و به بخشی از خبر تبدیل شدند.
صافی با اشاره به این تناقض گفت فلسطینی «میمیرد تا جنایت را ثابت کند» اما اسرائیلی بعدا درباره همان جنایت سخن میگوید و به «قهرمان اخلاقی» تبدیل میشود.
وی هشدار داد افشای جنایات نباید به یک محصول فرهنگی موفق تبدیل شود که سرانجام آن تنها تشویق در سالن سینما باشد، بدون آنکه این شهادتها به روندی واقعی برای محاکمه و بازخواست عاملان جنایت منجر شوند.
این فعال فلسطینی در عین حال تاکید کرد اهمیت فیلم و شهادتهای اسرائیلی را نمیتوان انکار کرد؛ زیرا چنین روایتهایی میتواند موضع و روایت فلسطینیان را تقویت و انکار جنایات را دشوارتر کند، اما ارزش واقعی این مستندات زمانی آشکار میشود که به محاکمه مسئولان جنایات منجر شود، نه اینکه در یک جشنواره، جایزه یا تمجید از سازندگان فیلم پایان یابد.
منی حوا، فعال فلسطینی، نیز از زاویهای دیگر نسبت به نحوه برخورد با این فیلم هشدار داد و گفت خطر آن است که افشای جنایات رژیم صهیونیستی خود به ابزاری تازه برای بازسازی چهره “اسرائیل” در افکار عمومی جهان تبدیل شود.
وی گفت تناقض در این است که فلسطینی کشته میشود و سپس آن اسرائیلی که داستان کشته شدن او را روایت میکند، به عنوان یک قهرمان اخلاقی مورد تمجید قرار میگیرد.
به گفته حوا، حتی روایت نسلکشی نیز میتواند به فضایی تبدیل شود که قهرمانی را به کسانی غیر از قربانیان واقعی بدهد و اعتراف جامعه اسرائیلی به جنایات خود، به سرمایهای برای بهبود وجهه آن تبدیل شود.
این فعال فلسطینی هشدار داد چنین روندی میتواند انتقادات از “اسرائیل” را جذب و سپس آن را به عنوان جامعهای معرفی کند که توان نقد خود را دارد؛ به گونهای که مسئولیت جنایات تنها به یک دولت «افراطی» محدود شود که میتوان آن را با انتخابات تغییر داد، در حالی که ساختار اشغالگری، کوچاندن، ریشهکنسازی و نسلکشی از دایره محاسبه خارج بماند.
حوا تاکید کرد خطر اصلی زمانی شکل میگیرد که پرسش از حقوق فلسطینیان و جنایاتی که علیه آنان صورت گرفته، به پرسش درباره توانایی “اسرائیل” برای اصلاح خود تغییر کند و مطالبه عدالت برای قربانیان جای خود را به ستایش فردی بدهد که از درون جامعه اسرائیلی جنایت را افشا کرده است.
وی خاطر نشان کرد ارزش شهادتهای مطرح شده در این فیلم تنها در صورتی معنا پیدا میکند که برای بازخواست مسئولان جنایت مورد استفاده قرار گیرد، نه برای ساختن چهرهای قهرمانانه از یک کارگردان یا نظامی اسرائیلی که تصمیم گرفته درباره عملکرد ارتش خود سخن بگوید.
حوا تاکید کرد: «خون فلسطینی، ابزاری برای بازسازی اعتبار قاتل او نیست.»
ریما حسن، دیگر فعال فلسطینی، نیز بحث را به مسئله مستندسازی فلسطینیان بازگرداند و پرسید تصاویر و شهادتهایی که فلسطینیان طی سالهای جنگ از غزه مخابره کردند، در مقایسه با توجه گستردهای که اکنون به شهادتهای ارائه شده از درون ساختار نظامی رژیم صهیونیستی میشود، تا چه اندازه مورد توجه قرار گرفتند؟
این پرسش بار دیگر مسئلهای اساسی را مطرح میکند: اگر شهادت نظامیان اسرائیلی امروز میتواند چنین شوک و توجه گستردهای ایجاد کند، چرا تصاویر قربانیان و شهادت خبرنگاران، پزشکان و خانوادههای فلسطینی طی سالهای گذشته برای باور کردن آنچه در غزه رخ داده کافی نبود؟
دیدگاه این سه فعال فلسطینی در یک نقطه مشترک است؛ شهادت اسرائیلی نباید جایگزین روایت فلسطینی شود، هرچند افشای جنایات از درون ساختار نظامی رژیم صهیونیستی، به ویژه درباره شیوههای هدفگیری، کشتار و ماهیت دستورهای صادر شده در غزه، اهمیت زیادی دارد.
از این منظر، فیلم «نازا» میتواند اسناد مهمی ارائه کند، اما نباید جایگاه قربانی و عامل جنایت را در روایت وارونه کند؛ به گونهای که اسرائیلی افشاگر جنایت در مرکز داستان قرار گیرد و فلسطینیای که آن جنایت را تجربه، ثبت و برای انتقال آن جان خود را از دست داده، به حاشیه رانده شود.
به باور فعالان فلسطینی، آزمون واقعی این فیلم نه تعداد دقیقههای تشویق در جشنواره ونیز، بلکه این است که آیا شهادتهای موجود در آن به مدرکی برای روندهای قضایی، پاسخگویی و تعیین مسئولیت کسانی تبدیل خواهد شد که دستورها را صادر کردند، آنها را اجرا کردند و ابزار و پوشش سیاسی لازم را فراهم ساختند.
در حالی که این فیلم همچنان در محافل سینمایی و رسانهای مورد توجه قرار دارد، پرسش فلسطینیان همچنان پابرجاست: اگر جهان برای باور کردن آنچه در غزه رخ داده به شهادت اسرائیلیها نیاز داشت، این شهادتها چه زمانی به عدالت منجر خواهند شد و از حد یک فیلم با ۲۵ دقیقه تشویق فراتر خواهند رفت؟
0نظر